موتور ماشین آلودگی هوا رود کارون آلودگی

موتور ماشین: آلودگی هوا رود کارون آلودگی خوزستان ایران اهواز خوزستان شهرهای مهم ایران

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری درآمد موسیقی خیابانی ساعتی ۲۰۰ هزار تومان است

در میان صدای بوق، داد مسافرکش ها و پچ پچ های مردم، صدای سازشان نوای خاصی به خیابان داده هست. نزدیک تر که می شوم سه جوان در گوشه ای از میدان ونک آرام و به دو

درآمد موسیقی خیابانی ساعتی ۲۰۰ هزار تومان است

درآمد موسیقی خیابانی ساعتی ۲۰۰ هزار تومان است

عبارات مهم : خیابان

در میان صدای بوق، داد مسافرکش ها و پچ پچ های مردم، صدای سازشان نوای خاصی به خیابان داده است.

نزدیک تر که می شوم سه جوان در گوشه ای از میدان ونک آرام و به دور از توجه مردم نشسته اند و با صدای دلنشین ساز خود قطعاتی را اجرا می کنند.

چندثانیه ای است که از شروع قطعه تازه می گذرد و مردم دور آنها جمع شده است اند. به فاصله چنددقیقه ای، آدم های قبلی می روند و عده دیگری از افراد می ایستند و بعد از چنددقیقه تماشا، دوباره مسیر خود را ادامه می دهند.

به رسم تمام گروه های خیابانی، کیف سازشان در جلوی گروه پهن است تا هر رهگذری بسته به علاقه اش مبلغی را به آنها کمک کند.

نگاه زیاد این فرزند ها به موسیقی علاوه بر کسب در آمد، نگاهی باعشق است که موانع دولتی اخذ مجوز و بوروکراسی های اداری جهت اجرا در سالن، آنها را روانه خیابان کرده است.

گلایه بیشترشان این است که هنوز بعضی از افراد به چشم متکدی به آنها نگاه می کنند و سایه این نگاه ها برایشان آزار دهنده است.

این روزها موسیقی خیابانی دیگر جزئی از مشاغل شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران شده است و تا چشم کار می کند رد پایی از آنها را در گوشه گوشه این شهر می توان پیدا کرد.

از مترو گرفته تا مجتمع های تفریحی و پیاده روهای پرتردد؛ حضور این نوازنده های خیابانی را می توان دید.

بدون شک، در زندگی پراسترس و هیاهوی شهری امروز، موسیقی خیابانی می تواند انرژی و حس خوبی به رهگذران اماکن عمومی بدهد و خستگی ارزش را از تن خارج کند.

از تشکیل نخستین گروه های موسیقی خیابانی در کشور عزیزمان ایران تقریبا نزدیک به ۲۰ سال می گذرد و دیگر مثل گذشته جهت مردم ناشناخته و عجیب و غریب نیست و حالا آنها بخشی از هویت زندگی شهری امروز شده است اند. البته هنوز که هنوز هست، طبق گفته بعضی موزیسین ها فشارهایی به وسیله نیروی انتظامی و شهرداری وجود دارد ولی نسبت به گذشته قابل مقایسه نیست. تاریخ تشکیل این گروه ها جهت نخستین بار در دنیا به سال ۱۸۵۰ و به کشور انگلستان بر می گردد. وجود آنها چنان با جامعه شهری تنیده شده است است که بخشی از هویت زندگی مردمان غربی شده است اند. کافی است سفری به یک کشور اروپایی و آمریکایی داشته باشید حضور بی شمار نوازندگان و گروه های موسیقی خیابانی نظر شما را جلب کند.

جبر سرنوشت ما را روانه خیابان کرد
علیرضا گیتاریست یک گروه سه نفره است که در نقاط متفاوت شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران اجرا می کنند. روزهای ابتدایی کار خود را که مربوط به پنج تا ۶ سال پیش هست، توام با استرس و حس بدی ناشی از اینکه دوست یا آشنایی آنها را ببیند، توصیف می کند.

وی می گوید خیابان هایی را گزینش می کردیم که تردد کمتری داشته باشند تا با آشنایان کمتری روبه رو شویم. البته با گذشت وقت و استقبال مردم از موسیقی و نگاه هایی که حاکی از رضایت حضور ما در کنارشان بود، قوت قلبی در ما به وجود آمد که باید در مکان های بزرگ تر و جهت جمعیت بیشتری اجرا کنیم.

او رشد موسیقی خیابانی را نه تنها ترساندن بلکه فرصتی جهت کار خود می داند که به گسترش این هنر و عوض کردن نگرش مردم کمک خواهد کرد و می گوید: «تقریبا در ١٠ تا ۱۵ سال اخیر موسیقی خیابانی در جامعه ما رشد بسیار زیادی کرده هست. این هنر که دیگر نه در پایتخت کشور عزیزمان ایران بلکه در سایر شهرهای دیگر کشور رشد کرده هست، مامنی جهت هنرمندانی است که علاوه بر ارائه هنر خود به مردم تلاش دارند در آمد ناچیزی را جهت گذران زندگی داشته باشند.»

علیرضا زیاد این فرزند ها را در کار خودشان حرفه ای عنوان می کند و می گوید که جبر سرنوشت و بوروکراسی های اداری، کسب مجوز و دشواری های اجرای کنسرت آنها را روانه خیابان کرده است.

وی اعتقاد است اگر شرایط همکاری در اماکن عمومی و مکان های فرهنگی و هنری به گونه ای رقم بخورد که این فرزند ها را پذیرا باشد، به شخصه دوست دارد تا از راه قانونی هنر خود را با مردم به اشتراک بگذارد و از این راه دیده شود؛ حتی اگر در آمد ناچیزی داشته باشد.

درک موسیقی مردم را در اسکناس های آنها می توان دید
بهزاد که در آستانه سومین سال اجرای خود در خیابان هست، بعضی وقت ها انفرادی و بعضی وقت ها به همراه دوست دیگر خود جهت مردم هنرنمایی می کند. او نگاه های مردم به موسیقی را با هم متفاوت می داند و اعتقاد هست، انرژی ای را که در چشمان رهگذران وجود دارد باید ارج نهاد و جهت ارائه یک موسیقی فاخر به آنها از هیچ گونه تلاشی کم نگذاشت.

بهزاد بعضی ها را کاملا مشتاق، بعضی را بی تفاوت و دسته ای دیگر را کاملا منفور به موسیقی توصیف می کند که در نگاه های آنها کاملا می توان این علاقه یا نفرت را دید.

در مدت حضور در گوشه ای از خیابان و با تماشای واکنش‌ها مردم، گفته های او کاملا محسوس است و حتی این را می توان به نوع کمک های مردم هم تعمیم داد. افرادی که بعد از چند دقیقه تماشای موسیقی با اسکناس های پنج و ۱۰ هزار تومانی از کنار آنها عبور می کنند یا افرادی که بدون هیچ گونه پولی فقط لذت می برند یا با زمزمه زیر لب و نجواهایی ریز از کار آنها ابراز انزجار می کنند، تنها نمونه هایی است که با چندینه دقیقه تماشای واکنش‌ها مردم می توان به ارزش پی برد.

بهزاد از برداشت های بعضی مردم نسبت به موسیقی خیابانی که مساوی با نوعی تکدی گری هست، گلایه می کند و می گوید این نگاه ها که البته بعضی افراد و نه همه به کسانی مثل ما دارند، به نظرم ریشه در پرسشها جامعه دارد. که رشد تکدی گری که انواع آن را در جامعه امروزی شاهد هستیم، باعث شده است تا این تلقی به کار ما هم تعمیم داده شود درصورتی که به زعم من و سایر موزیسین های خیابانی، پولی که ما به دست می آوریم در ازای هنری است که ارائه می کنیم.

وی که ظاهری راحت و به قولی هنری دارد، ارتباط مستقیم با مردم و بیانات آنها را اطراف هنرش دوست دارد و در این خصوص بیان می کند: «هم نشینی با مردم و صحبت هایی که گاهی با نگاه کارشناسی آنها همراه هست، حاکی از لطف و ابراز علاقه مردم به این هنر است و این مهم، کار ما را در برابر مردمی فهیم و هنردوست حساس تر می کند.»

این هنرمند بیان می کند: «حتی مقدار کمک هایی که می شود، حکایت از نوع برداشت آنها از موسیقی دارد و شاید حتی بشود گفت میزان درک افراد نسبت به موسیقی، در پول هایی که می دهند، قابل فهمیدن هست؛ طوری که طبق استدلال شخصی بنده هر چقدر رقم اسکناس ها بیشتر، درک و شعور افراد از هنر موسیقی بالاتر است و بالعکس.»

موزیسین های خیابانی هیچ آزاری به کسی نمی رسانند!
سینا که تقریبا بیشتراوقات در حوالی میدان ولیعصر دیده می شود، ریتم های شاد را کمتر دوست دارد ولی علی رغم میل باطنی و جهت رضایت مردم، موزیک های شاد هم اجرا می کند. او از برخوردهایی که گاه و بی گاه به وسیله ماموران شهرداری و انتظامی با آنها می شود، دلخور است و می گوید: «در روزهایی که کشور دچار بیکاری مفرط است ومعضلات اقتصادی گریبان گیر هر خانواده ای شده، بهتر نیست تا از مشاغلی مثل ما که بدون آزار و اذیت دیگران و در گوشه ای از این شهر تلاش دارند جهت لحظاتی لبخند را بر لبان مردم جاری کنند، حمایت شود؟»

وی اجرای خیابانی را باوجود سرما و گرما و برخوردهای سلبی آن، دارای بازخوردهای مثبتی جهت خودش عنوان می کند که می توان در نگاه ها و صحبت های مردم آن را دنبال کرد و در این خصوص بیان می کند: «موسیقی بدون مخاطب، هیچ نیست. اینکه شما ساعت ها و در تنهایی خود مشغول نواختن باشید، شاید خودتان را راضی نگه دارد ولی به زعم بنده هیچ برداشتی را نسبت به هنرمان ارائه نمی کند. معمولا هر نوازنده ای که در انزوای خود کار می کند، فکر می کند صدای ساز او بهتر از بقیه است درحالی که فکر می کنم اگر می خواهیم پیشرفت کنیم باید به دل جامعه و مردم بزنیم تا نظر آنها را مطلع شویم.»

در خلال هم صحبتی با سینا، او از اجراهای شخصی خود در عروسی، تولد، پارتی و… . حرف می زند که پول خوبی را نصیبش می کند و اعتقاد است که آدم در هر کاری که حرفه ای باشد، موقعیت خودش را دارد و می تواند موفق شود.

سینا خودش را نمونه یک فرد موفق در حوزه موسیقی می داند که راه و روش کار کردن را یاد گرفته است و می گوید: «شاید اگر با خیلی از همکاران من حرف بزنید، از روزمرگی های این کار سخن بگویند درحالی که به نظر من در هر کاری چه موسیقی و چه کارهای دیگر اگر به روز و متفاوت باشید، همواره چند قدم جلوتر از دیگران هستید و مردم هم این را درک و از کار شما استقبال می کنند.»

سینا از روزهای سخت کار گفت که وجود محدودیت ها او را مصمم به مهاجرت کرده بود ولی به خاطر خانواده اش از این کار دست کشید. وی موسیقی خیابانی در کشورهایی همسایه مثل ترکیه، گرجستان، ارمنستان و… را دارای جایگاه منحصربه فردی می داند که علاوه بر استقبال مردم با حمایت دولت های آنها نیز همراه است و ادامه می دهد: «موسیقی خیابانی در بعضی کشورها با اقتصاد آنها گره خورده است و حتی بدون اغراق می شود گفت در کنار صنعت پوشاک در ترکیه، موسیقی های خیابانی هم جزئی از صنعت توریسم آنها شده است هست. ولی هنگامی که به جامعه خودمان و تصور مسئولان از موسیقی خیابانی نگاه می کنیم، جز حسرت چیزی باقی نمی ماند. برخوردهایی که به وسیله پرسنل شهرداری به عنوان عامل مزاحم با نوازندگان می شود، باعث شده است تا خیلی از گروه ها به کار در عصر و شب بپردازند تا با پرسشها کمتری روبه رو شوند.»

او در پاسخ به این پرسش که آیا به سراغ کسب مجوز از ارگان های دولتی نرفته اید، این طور جواب داد: «تاکنون اقدامی جهت اخذ مجوز و اجرا در سالن خاصی انجام نداده ام ولی از صحبت های دوستانی که این مسیر را رفتند، شنیدم حساسیت های خاصی به وسیله وزارت ارشاد و دستگاه های مسئول وجود دارد که ادامه راه را سخت می کند. مورد بعدی هزینه های بالایی است که جهت اجرا در سالن و کسب مجوز باید بپردازید که این عنوان هم از عزم من جهت قانونی کارکردن می کاهد. البته باید بگویم به شخصه غیر از موارد اوج ارتباط های مستقیم با مردم و انرژی ای که از طرف آنها داده می شود، هم مزید بر علت است تا به کار خود در خیابان ادامه دهم.

بدون شک هنرمند همواره باید از مخاطبان خود الهام بگیرد و از نظرات آنها جهت ارتقای هنر خود تلاش کند. موضوعی که ما بازیگران و صورت های معروف معمولا از آن بدمان می آید، همین انتقاد است که باعث شده است دیواری هر لحظه میان خودمان با مخاطبان مان بکشیم و از نظرات آنها خودمان را بی نصیب کنیم. درحالی که در موسیقی خیابانی، هنرمند مستقیم و بدون هیچ مانعی با مخاطب خود رو در رو می شود و اگر انتقادپذیر باشد می تواند نظرات آنها را جهت تکامل هنر خود به کار بندد.»

۱ میلیون تومان جهت ۵ ساعت کار
موسیقی دلنشین در ساعت های ابتدایی شهر با صدای مردم، بوق تاکسی ها و صدای آمبولانس گره خورده هست. در میان رفت و آمد مردم چند نفر گوشه دیوار بی تفاوت با دنیای اطراف خود حس گرفته اند و در حال نواختن موسیقی بدون کلام هستند. با آخر موزیک به سراغ ارزش می روم و ضمن خسته نباشید تقاضای چنددقیقه ای مصاحبه می کنم. اسمش کامیار است و از اینکه کامی صدایش کنم، احساس راحتی می کند. کامی خواننده و گیتاریست گروه سه نفره ای است که خودش رهبری آن را برعهده دارد.

از حس خاصی که در حین اجرای موزیک گرفته بودند، پرسیدم که گفت: «وقتی موسیقی با روح و جان تو در هم آمیخته شود دیگر هیچ چیزی نمی تواند رشته های افکارت را با آن پاره کند. ارتباطی که به شخصه خودم و فرزند های گروه با موسیقی داریم، در حد یک عاشق و معشوق است و هنگامی که در آن غرق شدیم دیگر هیچ چیزی را متوجه نمی شویم. در هر کدام از نت های موسیقی، علاقه خاصی حاکم است که فقط و فقط باید با چشم دل آن را گوش کنیم.»

وی خودش را محدود به منطقه و نقطه خاصی نمی داند، بلکه دوست دارد تا هر کسی که دوستدار موسیقی است با صدای ساز آنها حس بگیرد و می گوید: «از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب تهران، در جاهای متفاوت شهر اجرا داشته ایم و هر منطقه هم خوبی ها و بدی های خاص خودش را داشته هست. ولی به شخصه باید بگویم حس و حال نقاط مرکزی شهر با هیچ جای دیگر قابل مقایسه نیست؛ طوری که دوستداران هنر موسیقی را در اینجا، بسیار زیاد از نقاط دیگر می توان دید.»

کامیار به تمرین های مداوم و چندساعته گروه در طول روز جهت هماهنگی زیاد و یک اجرای موفق اشاره می کند و می گوید: «سعی کردیم هر لحظه قطعاتی متفاوت و به روز را جهت مردم اجرا کنیم که این مهم مستلزم تمرین گروه با همدیگر جهت هماهنگی هر چه بهتر هست. به نظرم مردم، شایسته عالی ترین ها هستند و باید به عنوان یک نوازنده تلاش کنیم تا گوش آنها را با ناب ترین موسیقی های روز دنیا آشنا سازیم.»

او به تحصیل خود در رشته بازیگری اشاره می کند و اعتقاد است در شرایط بد اقتصادی امروز که بیکاری گریبان گیر جامعه شده است هست، نمی توان امیدوار به استخدام در ارگانی دولتی بود و ادامه می دهد: «چندسالی است که موسیقی علاوه بر علاقه و عشق، برایم حکم شغل هم پیدا کرده هست؛ طوری که درآمد خوبی هم از این راه داشته ام.»

کامیار در رابطه با میزان در آمد خود این طور بیان می کند: «پولی که از این راه به دست می آید متغیر است و بستگی به مدت وقت اجرا، شلوغی خیابان، علاقه مردم به نت های ما و مشتری های ثابت دارد. البته تغییرات آب و هوایی و گرما و سرما هم مزید بر علت است تا بعضی وقت ها عطای کارکردن را بر لقایش ببخشیم و از منزل بیرون نرویم. در مجموع درآمد این کار بد نیست و اگر شرایط خوبی باشد می توان گفت روزی حدود ۸۰۰ هزار تا یک میلیون تومان جهت پنج ساعت کار گیرمان می آید.»

درآمد موسیقی خیابانی ساعتی ۲۰۰ هزار تومان است

روزنامه فرهیختگان

واژه های کلیدی: خیابان | موسیقی | خیابانی | ابراز علاقه | اخبار فرهنگی و هنری

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz